لائورا اسکیول در سال 1950 در مکزیکوسیتی متولد شد و کار خود را بهعنوان فیلمنامهنویس سینما آغاز کرد، فعالیتی که بهخاطر آن بهطور گستردهای تقدیر شد و جوایز متعددی دریافت کرد. اولین رمانش، “مثل آب برای شکلات”، که در سال 1990 منتشر شد، یکی از بزرگترین رویدادهای ادبی دنیا در سالهای اخیر بوده که تاکنون به سی زبان مختلف ترجمه شده است. فیلم ساخته شده براساس این رمان، که فیلمنامه آن را خود اسکیول نوشت، نیز بسیار پرفروش شد. از دیگر آثار او میتوان به “قانون عشق”، “کتاب عواطف”، “به سرعت آرزو”، “ستارۀ دریانورد کوچک” و “مستان صمیمی” اشاره کرد.
خالق “مثل آب برای شکلات” سرانجام رمانی که همه انتظارش را میکشیدند را درباره یکی از بحث برانگیزترین و اصلیترین شخصیتهای تاریخ مکزیک نوشت: مالینایی (مالینچه)، که هم معشوقه مورد تحسین و هم مورد نکوهش هرنان کورتِس بود. وی در زمان فتح بخش مرکزی قاره آمریکا توسط اسپانیاییها، بهعنوان مترجم بین تازه واردها و آزتکها فعالیت میکرد و سپس قرنها متهم به خیانت به مردم خود و فروش آنها به فاتحان شد.
در این کتاب، که محصول گفتگو میان تخیل و بازسازی تاریخی است، نویسنده با سبک پرشور و گرم خود داستان زندگی زنی را روایت میکند که باور داشت که یک بیگانه به نام هرنان کورتِس به رسم وحشتناک قربانی کردن انسانها در دین آزتکها پایان خواهد داد. اما در عوض، با چنان حجمی از بیرحمی فاتحان در جاهطلبی و طمعشان مواجه شد که از خود آن رسم نیز خونریزتر بود.
از بازآفرینی کامل یک فرهنگ از دست رفته، با آیینها و آداب و رسوم آن، تا نابودی تقریباً کامل آن توسط کسانی که زمانی خود را خدا میپنداشتند، این داستان، روابط میان اقوام و نژادها و دلایلی که آنها را بارها رودَرروی یکدیگر قرار داده است را بررسی میکند. روایتی فراموشنشدنی که با عمقی یکسان به قلب پرتلاطم قهرمان خود و قلب پیچیده مکزیک نفوذ میکند. مالینچه شاید جامعترین نگاه نویسنده به این دو موضوع اساسی باشد: سرزمین مکزیک و شرایط زن بودن.
توضیحات مترجم
به نظر میرسد والدینش او را مالینایی نامیده بودند و “مارینا” نامی بود که اسپانیاییها بر وی نهادند. ولی مشخص نیست قوم مایا، که او مدت زیادی بین آنها زندگی کرده بود، او را چگونه خطاب میکردند. تمامی نامها و القاب بعدی او از نام مسیحیاش، “مارینا”، گرفته شدهاند. مردم قوم ناهوآ، زمانیکه شروع به تعامل با وی بهعنوان مترجم بیگانگان کردند، ابتدا او را “مالینا” نامیدند، زیرا در زبان ناهواتل آوای “ر” وجود ندارد و بعدها او را “مالینتسین” نامیدند. پسوند “-تسین” به معنای صاحب و ارباب است و نشان میداد که او شخصی ارزشمند یا مهم و شایسته احترام بود. اما چون در زبان اسپانیایی آوای “تسین” وجود ندارد، اسپانیاییها این واژه جدید را “مالینچه” درک کردند و اینگونه نامی که تا به امروز با آن شناخته میشود، پدید آمد.
همانطور که در برخی متون تاریخی نیز اشاره شده است، نام مالینچه برای هرنان کورتِس هم بهکار میرفته، زیرا برای بسیاری از سران و فرستادگان بومی، بین مارینا و کورتِس، مردی که همیشه در کنارش بود و کلامش ازطریق او به مردم آن سرزمینها میرسید، نوعی پیوند و همپوشانی وجود داشت.
مالینایی یکی از بیست زن اسیر بود که پس از جنگ سنت لا به دست اسپانیاییها افتاد. تسلط این اسیر به زبان قوم خودش، آزتکها، و زبان مایاها، بهدلیل زندگی در تاباسکو، به ابزاری ضروری برای فاتحان در پیشبرد اهداف استعمارگریشان درآمد.
“مالینچه”، مطابق فرهنگ لغت زبان اسپانیایی، به معادلی برای خیانت به وطن تبدیل شد و “مالینچیسمو” در فرهنگ لغت مکزیکیسمها به فردی گفته میشود که به بیگانگان علاقهمند است.














نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.