آمريكاي لاتين سرزميني است گسترده و پهناور كه از صحراهاي خشك مكزيك تا يخچالهاي طبيعي پاتاگونياي آرژانتين را پوشش ميدهد. اما ثروت واقعي اين گستره در تنوع فرهنگي خارقالعادهاي نهفته است كه در درازناي زمان شكوفا شده و موزاييكي پر جنب و جوش از سنتها، زبانها، باورها و بيانهاي هنري منحصربهفرد پديد آورده است.
اين ثروت بينافرهنگي حاصل تلاقي اقوام و تمدنهايي است كه اثري ماندگار در منطقه برجاي نهادهاند؛ از تمدنهاي باستاني پيش از كلمب، استعمار اروپايي و تجارت بردههاي آفريقايي از فراسوي آتلانتيك، تا موجهاي اخير مهاجرت، كه هر گروه ميراث فرهنگي ويژة خود را نمود ميدهد، اين غنا چونان فرشي رنگبهرنگ در آمريكاي لاتين گسترده است.
تمدنهاي پيش از كلمب، همانند ماياها، آزتكها و اينكاها، ميراث ارزشمندي را در قالب اهرام تاريخي، شهرهاي باستانشناسي و دانش گسترده در زمينههايي مانند نجوم، كشاورزي و هنر بهارث گذاشتهاند. بهگفتة مورخ مكزيكي ميگل لئون پورتيا فرهنگهاي پيش از كلمب، منبعي پايانناپذير از خرد و زيبايياند كه ردپاي عميقي بر هويت آمريكاي لاتين بهجاي نهادهاند.
رهاورد استعمار اسپانيا و پرتغال، تركيبي از تأثيرات اروپايي از جمله زبان، مذهب و سنتهاي فرهنگي را با خود بههمراه آورد. با اين حال، اين رويارويي يك طرفه نبود، بلكه باعث ايجاد تلفيقي فرهنگي شد كه در آن علاه بر ادغام آداب و رسوم بومي و آفريقايي با آداب و رسوم اروپايي، باعث ظهور اصطلاحات هنري، فرهنگي و موسيقيايي جديدي نيز شد. نمودار آشكار اين تلفيق، موسيقي و هنرهاي آمريكاي لاتين است. ژانرهايي مانند سالسا، تانگو، سامبا و مرنگه حاصل ادغام ريتمهاي آفريقايي، بومي و اروپايي هستند كه بهنمادهاي فرهنگي تبديل شدند و بهفراسوي مرزها رسيدند. همانطور كه ليليا موريتز شوارتز انسانشناس برزيلي خاطرنشان ميكند: «… موسيقي زباني جهاني است كه اقوام مختلف آمريكاي لاتين را در جشنهاي متنوع فرهنگي متحد ميكند».
افزون بر موسيقي، غناي بينافرهنگي آمريكاي لاتين در بسياري از عبارات و اصطلاحات هنري، مانند نقاشي، مجسمهسازي، ادبيات و سينما نمودي جهاني دارد. هنرمنداني مانند فريدا كالو مكزيكي، فرناندو بوترو كلمبيايي و هليو اويتيسيكا برزيلي، جوهره اين تنوع را در آثار خود بهتصوير كشيدهاند كه بازتابگر پيچيدگيها و تضادهاي هويت آمريكاي لاتيني است. يكي ديگر از جنبههاي اساسي اين غناي فرهنگي، تنوع زباني است. بيش از 500 زبان بومي در آمريكاي لاتين، افزون بر زبانهاي اسپانيايي، پرتغالي و ديگر زبانهاي بهارث رسيده از استعمار و مهاجرت اروپاييها، در اين منطقه صحبت ميشود. اين زبانها مخازن جهانبيني خاص، دانش اجدادي و راههاي درك جهانند كه ميراث فرهنگي منطقه را غنا ميبخشند.
آمريكاي لاتين در اين فضاي فرهنگي كه آميزهاي از فرهنگ اقوام بومي منطقه و فرهنگهاي اروپايي و آفريقايي است، همواره در حال آفرينش سبكهاي هنري و ادبي بودهاند و با آفرينشگري خود توانستهاند فرهنگ لاتيني خود را در اين سبكها بگنجانند. بنابراين ميتوان پذيرفت كرد كه ادبيات آمريكاي لاتين نيز از اين قاعده برون نبوده و چنين تنوع فرهنگي؛ غناي ادبيات آمريكاي لاتين را افزوده، ادبياتي كه همواره ريشه و اصالت خود را حفظ كرده و در جستجوي نوآوري و ابداع سبكهاي جديد پيشرفته است.
در همين راستا، ادبيات آمريكاي لاتين گاهي همراه با ادبيات جهاني سبكهاي ادبي را پذيرا شده و با عناصر خاص خود درآميخته و آثاري ماندگار خلق كرده و گاه خود آفرينشگر مكاتب و سبكهاي خاصاند كه در تاريخ ادبيات نه فقط آمريكاي لاتين، بلكه در ادبيات جهان ميدرخشند.
آمريكاي لاتين، در درازناي تاريخ شاهد تنشهاي بسياري بوده؛ در دوران سخت استعمار و ديكتاتوريهاي پس از آن، آزادي انديشه از مردم سلب شده بود، از اين رو، نويسندگان بر آن شدند تا واقعيتهاي كشورهاي خود را بهروشي خاص براي بيداري اذهان مردم بازتاب دهند. در اين زمينه با بكارگيري باورمنديهاي بومي بهبيان واقعيتهاي تاريخي و اجتماعي جوامع خود پرداختند. بهعبارت بهتر “حاكميت جو خفقان و اختناق ديكتاتوري و حكومتهاي استعماري در مستعمرهها مانع از تجربه آزادانه در گسترة رئاليسم توسط اين اقوام و مليتها ميشده است. در نتيجه روايت واقعيتهاي تاريخي از خلال افسانهها و باورهايي كه دهان بهدهان ميگردند، امكان بيان پيدا ميكنند و در اين راه چنان با اين مواد درهم ميآميزند كه جلوهاي دوگانه مييابند: لاية رخدادها و رويدادهاي واقعي بر بستر سيالي از افسانهها و باورها شناور است و نويسنده دائما خواننده را بين واقعيت و افسانه نگاه ميدارد.
در همين راستا؛ در قرن بيستم دو سبك ادبي ويژه و شايان توجه با نامهاي «رئاليسم جادويي» و «رئاليسم شگفتانگيز» پديدار شدند كه نظر همگان را بسوي خود كشاندند. بايستة ياداوري است كه ”اين واژهها، ادغام دو شيوة فكري متضاد را ارائه ميكنند، زيرا تلفيق «واقعيت» با «جادو» يا «عجيب و شگفتآور» با يكديگر در تضادند و هيچگونه همسويي با يكديگر ندارند”.

















نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.