در اصل ما سالها به یک یا دو تن از بزرگان عرصهی ادبیات نمایشی اسپانیا چسبیدهایم و از خیلیها غافل ماندهایم. خیلیهایی که تأثیر بسزایی در تئاتر اسپانیا داشتهاند. کسانی که در زمان جنگ داخلی اسپانیا، پس از آن و در خفقان دوران دیکتاتوری فرانکو چرخ هنر را چرخاندند و نگذاشتند صحنهی تئاتر اسپانیا خاک بخورد، دو تنی که ضلع ادبیات نمایشی »نسل ۳۶ «، اولین نسل هنرمندان پساجنگی، را پر کردند و نامشان را در ادبیات اسپانیا حک کردهاند؛ آنتونیو بوئرو بایخو و آلفونسو ساستره. اما با وجود جایگاه بزرگ و وزین این دو تن در ادبیات نمایشی اسپانیا، در بازار کتاب ایران به آنها کم توجهی شده است و مسلم است که خوانندهی ایرانی با آنها آشنایی کمی داشته باشد. لذا شاید خالی از لطف نباشد که خوانندگان ایرانی با معاصران ادبیات نمایشی اسپانیا نیز آشنا شوند و از طریق آثار آنها بتوانند برههای از تاریخ اسپانیا را نیز زندگی کنند.
آلفونسو ساستره در مادرید و در خانوادهای کارگری به دنیا آمد. او در رشته ادبیات و فلسفه تحصیل کرد و به نگارش نمایشنامه نیز روی آورد. اما با توجه به اینکه ساستره به مارکسیسم و تئاتر اجتماعی بسیار متعهد بود آثارش اجازه چاپ نگرفتند. موضوعات اصلی آثار ساستره، دیکتاتوری و سرکوب و سانسور بود، به همین دلیل در دوران فرانکو با ممنوعیت چاپ آثارش روبه رو شد.














1 دیدگاه برای دهان بند
هنوز بررسیای ثبت نشده است.